رونق گردشگری با فعال سازی بخش خصوصی

رونق گردشگری با فعال سازی بخش خصوصی

رونق گردشگری با فعال سازی بخش خصوصی

توجه به گردشگری و استفاده از ظرفیت های داخلی کشور از راهکارهای توسعه اقتصادی است که مشارکت آحاد جامعه به ویژه بخش خصوصی به رونق این صنعت در جوامع محلی کمک می کند و باعث کاهش فقر از طریق درآمدزایی پایدار می شود.

 «گردشگری؛ صنعتی برای اشتغال مستمر؛ مسمومیت و مرگ با الکل و نهادینه سازی مدیریت مصرف؛ راهکاری برای جلوگیری از بی آبی» از جمله مهمترین موضوعات اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود که در مطبوعات امروز (سه شنبه) برجسته شده است.

**گردشگری؛ صنعتی برای اشتغال مستمر
صنعت گردشگری در سطح جهان با تکیه بر فناوری توانسته راهکارهای قابل‌توجهی برای ایجاد شغل مستمر به ویژه در جوامع محلی هر منطقه ارایه کند. از این رو نیاز به سرمایه اندک برای ایجاد شغل پایدار، ویژگی این صنعت برای ایران است که می تواند باعث شکوفایی اقتصاد و توسعه فرهنگی، اجتماعی در مناطق محلی شود.

روزنامه «آرمان» در یادداشتی با عنوان «بخش خصوصی کلید تحرک گردشگری» به قلم علیرضا سلیمی نایب رییس فراکسیونگردشگری نوشت: واقعیت آن است که در بخش گردشگری همچنان نتوانستیم تمام ظرفیت‌های کشور را فعال کنیم و در نخستین گام باید به سمت فعال سازی بخش خصوصی حرکت کرد. در این صورت بخش خصوصی به صورت جدی وارد میدانگردشگری کشور شده و دستش باز می‌ماند تا بتواند به سرپرستی خود اقدامات شایسته‌ای را در راستای بهبود وضعیتگردشگری در داخل کشور انجام دهد. تجربه ثابت کرده هرگاه بخش خصوصی با انرژی و توان لازم به میدان آمد و کارهای بزرگ را سامان داد بن‌بست‌های فراوانی شکسته شد.

در ادامه آمده است: فعال سازی بخش‌خصوصی به آن معنی است که از این ظرفیت غفلت نکنیم. بنابراین می‌توان تورهای مختلفگردشگری در خارج از کشور داشت و در انواع و اقسام گردشگری تورهای گردشگری براه انداخت. از انواع گردشگری می‌توان به گردشگری پزشکی، علمی اشاره کرد که گردشگران آن در کشور حضور دارند و امروز در عرصه‌های مختلف شاهد رفت‌و‌آمد گردشگران هستیم. این ارتباطات به همراه فعال‌سازی بخش‌خصوصی می‌تواند مردم را واردمیدان گردشگری کند. ورود مردم به این میدان قطعا منشا تحرک‌بزرگ در صنعت گردشگری است و باید برای ورود پایدار مردم به این عرصه برنامه‌ریزی‌های لازم صورت بگیرد.

روزنامه «دنیای اقتصاد» در یادداشتی با عنوان «اثر اقتصادی توریسم داخلی در شرایط بحران» به قلم عادل نیکجو کارشناس ارشدگردشگری آورده است: سفر مردم درون مرزهای کشور خود را گردشگری داخلی می‌نامند. این نوع سفر احتمالا یکی از اولین انواع گردشگری در دنیا بوده است. یکی از مهم‌ترین اثرات مثبت گردشگری داخلی این است که حساسیت بسیار کمتری به بحران‌های اقتصادی و سیاسی دارد. در واقع گردشگری داخلی به‌عنوان یک شوک‌گیر قوی در زمان‌های بحران عمل می‌کند. ترکیه بعد از بحران کودتا توجه ویژه‌ای به گردشگری داخلی خود داشت تا هتل‌هایش خالی نمانند. ایران نیز که هم‌اکنون درگیر بحران سیاسی با آمریکا شده است و بسیاری از گردشگران غربی و شرقی به دلایلی چون تحریم ویزای آمریکا قید ایران را زده‌اند می‌تواند بر گردشگری داخلی خود تمرکز کند تا فشار کمتری بر صاحبان مشاغل گردشگری وارد شود.

در ادامه می خوانیم: از آنجا که همه قشر گردشگر با هر درآمدی امکان سفر در داخل کشور را دارند، گردشگری داخلی می‌تواند تنش‌های طبقاتی را نیز کاهش داده و با فراهم کردن امکان استراحت روحی و جسمی، کیفیت زندگی را در اقشار مختلف جامعه بهبود بخشد. بسیاری از شهرها و روستاها در ایران می‌توانند به کمک گردشگری داخلی معرفی شوند و از آنجا که گردشگری، صنعتی کاربر و خدماتی است بسیاری از مردم مناطق به تازگی معرفی شده می‌توانند در مشاغل کوچک مقیاس و خانگیگردشگری مشغول کار شوند.

روزنامه «گسترش تجارت» در گزارشی با عنوان «اضطراب یا آرامش خاطر گردشگران از خدمات اقامتی» می نویسد: به جز مسافران خاص که آنها را جهانگرد یا ایرانگرد می نامیم، بیشتر مسافران پیش از سفر از وجود مرکز اقامتی مناسب ابراز نگرانی می کنند. این نگرانی تا جایی است که رزرو هتل در صنعت گردشگری رواج یافته است. با این حال گاه دیده می شود که هتلداران همکاری لازم را با گردشگران نمی کنند و تضمینی برای خالی نگه داشتن اتاق در زمان مشخص شده از سوی مسافر ارائه نمی دهند. در این شرایط گاه گردشگر پیشنهاد وجه بهای اتاق را می دهد و در کمال تعجب شاهد هستیم که گاهی هتل ها از از دریافت این وجه نیز استقبال نمی کنند.

در ادامه می خوانیم: به این ترتیب سفرهای زیادی در ایران با اضطراب تهیه مکان استراحت آغاز می شود. مسافری که سفر خود را با چنین اضطرابی آغاز کرده ، در نهایت می تواند هتل یا مهمانسرایی برای گذراندن شب پیدا کند، اما با یک بی انضباطی که البته هتلداران از آن به عنوان انضباط یاد می کنند، روبرو می شود.

**مسمومیت و مرگ با الکل
اگرچه تعداد مصرف‌کنندگان الکل در ایران نسبت به کشورهای غربی بسیار کمتر است، اما همه‌گیری‌های مسمومیت با الکل هر از چند گاهی در شهرستان‌های مختلف دیده می‌شود که نمونه بارز آن در روزهای گذشته اتفاق افتاد و تعدادی از مصرف کنندگان الکل جان خود را از دست دادند. علایم مسمومیت با الکل، بسته به مقاومت بدنی و میزان مصرف از یک تا 24 ساعت پس از مصرف خود را نشان می‌دهد و فرد مصرف‌کننده با علائمی، چون اختلال در حرکت و راه رفتن، سرگیجه، تهوع و استفراغ، تحریک‌پذیری، افزایش فشار خون، گُرگرفتگی، رفتار‌های تهاجمی و … روبه رو می‌شود.

روزنامه «قانون» در گزارشی با عنوان «مرگ های الکلی» نوشت: مصرف مشروبات الکلی درچند روز گذشته در ایران 42 کشته و 460 نفر مسموم بر جای گذاشت. مسمومیت‌هایی که تعدادی از آن‌ها به مرگ مغزی منجر شده و قربانیان روی تخت‌های بیمارستان‌ها در انتظار شفا هستند.در این میان 16 نفر هم به طور کامل نابینا شده‌اند. حادثه تلخ مرگ‌ها و مسمومیت‌های جدید الکلی از روز 16 شهریور در هرمزگان با چهار کشته آغاز شد و در کمتر از سه روز تعداد کشته‌های بندرعباس و هرمزگان به 25 نفر رسید. سال گذشته انتشار خبری درمورد میزان مصرف الکل در ایران که از سوی سازمان بهداشت جهانی منتشر شد، جنجال زیادی به پا کرد. در گزارش سازمان بهداشت جهانی که به سال 94 مربوط می‌شد، آمده بود که ایران به‌لحاظ سرانه مصرف الکل (در سطح ملی)، رتبه 166 را داراست اما اگر کسانی را که مطلقا مشروب نمی‌خورند از محاسبه کنار بگذاریم، سرانه مصرف الکل در ایران و بین کسانی که مشروب مصرف می‌کنند 25 لیتر در سال است (مردان حدود 27 و زنان حدود 18) و به‌این‌ترتیب ایران در مقام 19 جدول قرار می‌گیرد.

در ادامه آمده است: به این ترتیب طبق آمار سازمان جهانی سلامت، مشروب‌خوارهای ایرانی میزان مشروب بیشتری را به نسبت مشروب خوار‌های بریتانیایی، آمریکایی و روسی مصرف می‌کنند.در این مدتی که مرگ به علت مصرف مشروبات الکلی رو به افزایش می رود، مردم در شبکه های اجتماعی هشدارهایی درباره علایم مسمومیت‌های الکلی را به همدیگر می‌دهند اما باز هم تعداد کشته‌ها متوقف نمی‌شود.

روزنامه «همدلی» در گزارشی با عنوان «مستی با طعم مرگ» می نویسد: این روزها عده‌ای در گوشه و کنار کشور در جمع‌های دوستانه خود گیلاس‌های مرگ را جرعه جرعه سر می‌کشند، ‌ میِ‌مرگ‌آوری که به سلامتی بدرقه می‌شود با هر بالا و پایینی مرگ و نیستی را به ارمغان می‌آورد.مشروبات الکلی دست‌ساز، بلای تازه‌ای‌ است که به جان مصرف‌کنندگان مشروبات الکلی افتاده ‌است. این مشروب‌ها عمدتا در آشپرخانه‌های زیر زمینی تولید می‌شود. طی سال‌های گذشته هر از چندگاهی اخبار متعددی از مسمومیت و مرگ مصرف‌کنندگان این نوع مشروبات الکلی به گوش می‌رسید، اما مصرف الکل در چند روز گذشته به طور گسترده‌ای در چند استان کشور که حتی از لحاظ جغرافیایی هم مرز هم نیستند قربانیان زیادی گرفته است و به احتمال قوی با توجه به آمار بالای مسمومیت‌ها داستان این مرگ‌ها همچنان ادامه دارد.

در ادامه می خوانیم: به نظر می‌رسد میزان مصرف الکل در برخی مناطق دنیا از جمله اروپا و آمریکا کاهش یافته است. تجارت و مالیات بر نوشیدنی‌های الکلی از عواملی است که سبب کاهش میزان مرگ و بیماری شده است. با این وجود سازمان جهانی بهداشت در این رابطه هشدار داده که در کنار اروپا تعداد قربانیان استفاده از مشروبات الکلی در آسیا هم روبه افزایش است، کارشناسان می‌گویند یکی از دلایل این موضوع استفاده از مشروبات خانگی و تقلبی است.

روزنامه «ایران» در مطلبی با عنوان «4.9درصد افراد بالغ سابقه مصرف الکل در طول سال دارند» به نقل از ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت آورد: مصرف الکل عامل خطر ابتلا به بیش از 200 بیماری، اختلال و جراحت محسوب می‌شود. اختلالات عصبی و روانپزشکی، بیماری‌های گوارشی، سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی -عروقی، آسیب به جنین، بیماری‌های عفونی، دیابت و جراحات عمدی و غیرعمدی، از عوارض مصرف الکل به شمار می‌آید. مصرف الکل در بارداری اثرات مخربی بر سلامت نوزاد و همچنین پیامدهای بارداری دارد. مصرف سنگین الکل احتمال ابتلا به دیابت را نیز تشدید می‌کند. مصرف آسیب رسان الکل سیستم ایمنی را تضعیف کرده و از این طریق خطر ابتلا به سل و ذات الریه را افزایش می‌دهد. همچنین ارتباط قوی میان مصرف الکل و ایدز وجود دارد که از طریق تأثیر بر رفتارهای پرخطر و محافظت نشده جنسی اعمال می‌شود.

در ادامه می خوانیم: مصرف الکل در ایران نسبت به کشورهای دیگر جهان نسبتاً پایین است. با توجه به ملاحظات فرهنگی، پرسشگری در مورد مصرف الکل در ایران همراه با محدودیت‌هایی بوده است. با توجه به آمار 47 درصدی مصرف حداقل یک بار الکل در یک سال در کل دنیا برای افراد بالای 15 سال، بر اساس یک مطالعه مهم در ایران، 4.9درصد افراد بالای 18 سال در یک سال سابقه مصرف حداقل یک بار الکل را داشته‌اند و در کل 8.8 درصد جمعیت بالای 18 سال در طول عمرشان سابقه مصرف الکل را ولو به میزان یک بار داشته‌اند. توجه کنیم هر چند این آمار نسبت به کشورهای دیگر جهان پایین است، ولی خود شامل تعداد قابل توجهی از افراد می‌شود.

**نهادینه سازی مدیریت مصرف؛ راهکاری برای جلوگیری از بی آبی
ایران از جمله کشورهایی است که در گروه کشورهای مواجه با کمبود جدی آب قرار دارد. ایران ها چندین برابر چینی‌ها آب مصرف می کنند و باید چاره‌ای اندیشید و رفع کمبود آب تنها دست مسوولان نیست زیرا برنامه‌ریزی برای رفع این معضل زمان بر است و در کوتاه مدت پاسخ نمی‌دهد. از این رو مدیریت منابع و نهادینه کردن فرهنگ صرفه‌جویی از جمله راهکار مدیریتی در شرایط فعلی برای جلوگیری از بی آبی است.

روزنامه «اطلاعات» در گزارشی با عنوان «کمترین مصرف آب برای بیشترین فضای سبز» نوشت: ضروری است که موضوع بحران منابع آب و مصرف بهینه آن هرچه سریع‌تر در دستورکار طراحان و برنامه‌ریزان توسعه فضای سبز در شهرها قرار گیرد؛ اما متأسفانه الگوی فعلی فضای سبز شهری در کشور ما به‌عنوان میراث به جامانده از اروپا و آب و هوای معتدل آن، گرایش به گیاهان غیربومی و آبدوست است. توسعه روز افزون سطوح چمنکاری با بذرهای وارداتی هلندی، نمونه بارز این حقیقت تلخ است. که در اکثر شهرهای ایران به صورت امری متداول شده است آنچه که مسلم است، باید دانش‌طراحی منظر و فضای سبز در شهرها به‌سمتی پیش برود که با حداقل مصرف آب، حداکثر میزان فضای سبز را ایجاد کند. در سال‌های اخیر اصطلاحات زیادی در زمینه طراحی محیط و منظر و مدیریت آن با صرفه آبی شکل گرفته‌اند که روی اصولی مانند استفاده از گیاهان بومی و سازگار، به‌کارگیری روش‌های آبیاری بهینه و دیگر راه و روش‌های صرفه‌جویی در آب تاکید داشته‌اند. یکی از اولین دیدگاه‌های مفهومی‌ای که برای رسمیت دادن به این اصول و مبانی به‌وجود آمد «منظرسازی کم نیاز به آب» یا همان «زیرسکیپینگ»، « ‏‎Xeriscapin‎‏» است و به هنر طراحی فضای سبز با استفاده از گیاهانی که نیاز بسیار کمی به آب دارند گفته می‌شود. «منظرپردازی خشک» رویکردی متداول در سطح جهان است که در مواجهه با شرایط و اقلیم‌هایی گرم و خشک مطرح می‌شود. ‏

در ادامه آمده است: منظرسازی کم نیاز به آب(زریسکیپینگ) واژه ای است برای بیان نوعی از منظرسازی که منجر به حفظ و صرفه‌جویی در مصرف آب می‌شود یکی از کامل‌ترین تعاریفی که برای منظرسازی کم نیاز به آب بیان شده است. منظرسازی کم نیاز به آب شامل تکنیک‌هایی می‌شود که چه در برنامه‌ریزی و مدیریت و چه در عمل و اجرا و نگهداری، موجب کاهش مصرف آب مورد نیاز آبیاری منظر و حفظ ذخایر آب می‌شود.

روزنامه «قانون» در گزارشی با عنوان «عطش بی آبی» نوشت: امروزه، همه رودخانه‌های کشور خاموش شده‌اند؛همه تالاب‌ها و دریاچه‌های مهم کشورخشکیده‌اند و هم‌اکنون درست در بطن فاجعه قرار داریم. جوامع بومی مولد با مشقت و مصایب فراوان، دست به گریبان هستند وبسیاری کشاورزان و مولدان خوراک و تامین‌کنندگان امنیت خوراک،آواره و بیکار شده‌اند. سفره‌های زیرزمینی افت ‌بسیاری داشته‌اند، گاه تا 20 متر و بیشتر که در بسیاری نقاط به فرونشست زمین انجامیده و بنابراین دیگر قابل جبران نیست یا جبران آن بسیار دشوار خواهد بود. اگر خسارت‌های جبران‌ناپذیر سدسازی به توان اکولوژیک کشور را در نظر نگیریم و حتی اگر به فجایع محیط‌زیستی ناشی از اجرای طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای توجهی نکنیم، نمی‌توانیم جراحتی را که غلبه تفکر سازه‌ای در مدیریت آب کشور بر رابطه‌ بین اقوام ایرانی نهاده، فراموش کنیم.

در ادامه می خوانیم: بحران در مدیریت منابع آبی کشور علاوه‌بر فجایع زیست محیطی به امنیت ملی کشور و رابطه‌ بین اقوام ایرانی خسارت‌های بزرگی وارد کرده است. سال گذشته شاهد اتفاق‌های ناخوشایندی در این‌باره بودیم. کشاورزانی که به‌دلیل بحران آبی، خشکسالی، فقر و وضعیت بد معیشتی به‌ستوه آمده و به خط لوله انتقال آب اصفهان به یزد حمله کرده و آن را شکستند. حوادثی که منجر به درگیری میان کشاورزان شرق اصفهان با نیروی انتظامی به‌دلیل شکستن و قطع آب در یزد شد.

روزنامه «ابتکار» در گزارشی با عنوان «کدام شهرها برای اولین بار زیر آب می روند؟» می نویسد: زمین از زمان تولدش تاکنون تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته است. بعد از عصر یخبندان، تغییرات اقلیم شاید یکی از مهمترین اتفاقاتی باشد که زمین و زمینی‏ها را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. به زیر آب رفتن خشکی‌ها به سبب بالا آمدن سطح آب دریاها و اقیانوس‌ها مهمترین تبعات این تغییرات آب و هوایی است. تغییرات اقلیم و گرمایش جهانی برای همه دولت‌ها فوریت ندارد. اما چرا؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که تاثیرات و تبعات منفی این گرمایش جهانی که به تغییرات اقلیم منجر شده، کمتر نصیب آنها خواهد شد و به جای خشکسالی یا زیر آب رفتن برکت و بارندگی را تجربه خواهند کرد. مثلا روسیه از افزایش سطح دریا کمترین آسیب را خواهد دید و ممکن است از آب و هوای معتدل‌تری برخوردار شود. در مقابل، آمریکا ممکن است نه تنها از خشکی مناطق جدید رنج ببرد بلکه ممکن است سواحل کم ارتفاع شرقی آن با ذوب یخ‌های قطب جنوب در معرض خطر زیر آب رفتن قرار گیرد.

در ادامه آمده است: همانطور که قرن بیست و یکم ادامه دارد و یخ‌ها همچنان ذوب می‌شوند، بیشتر مشخص‌ خواهد شد که آیا کشورها انگیزه بیشتری برای کاهش تغییرات آب و هوایی پیدا خواهند کرد یا این تغییرات آب و هوایی جهان را به سوی تقسیم و درگیری پیش خواهد برد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *