میخواهند تنور گردشگری یوسفآباد را گرم کنند.
میگویند قرار است تنها آسیابِ باقی ماندهی تهرانیها در دل شهر را به «آسیاب موزه» تبدیل کنند؛ آسیابی که بیش از ۱۵۰ سال پیش ساختند و آب قناتهای تهران، حرکتش میداد اما حالا فقط آسیاب بدون گندم باقی مانده و راهرویی از قناتهای خشک شده در دل زمینِ یوسفآباد، اگر برجها ردی گذاشته باشند…
از وقتی هنوز قناتهای تهران پر آب و روان بودند و آب قنات مستوفی از بالای دهونک به پایین میریخت و از مجرای روان قنات در خیابان مستوفی امروز و منطقهی آبشار، آسیابِ یوسفآباد را به حرکت در میآورد تا امروز سالها گذشته اما تنها چیزی که باقی مانده ساختمانی است که تا امروز خود را سرپا نگه داشته به لطفِ مصالحِ قدیمی بناکاران و مالکی که با گذشتهاش عجین شده است.
به آن اندازه که سالهاست کنار آسیابِ قدیمی، تنور نانوایی گرم است، حتی در طول ۱۱ سالی که این آبانبار متروکه بوده، حتی حالا که آسیاب را مرمت کردهاند تا نخستین آسیاب موزه تهران را در دل شهر ایجاد کنند.
سیدجلال عجایبی – یکی از مالکان این آسیاب قدیمی و از سرمایهگذاران آن برای تبدیل فضا به «آسیاب – موزه تهران» – اما هنوز خاطرات زیادی از این فضا دارد. وقتی کودکی بیش نبوده و همراه با پدر و خاطراتی که از این آسیاب آبی هنوز با خود همراه دارد.
او در جمع خبرنگاران میگوید: در سالهای قحطی جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از بروز هر مشکلی برای مردم، پدرم که حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ خروار گندم ذخیره داشت به سرپرست کارگاه سفارش کرده بود تا اگر اهالی ونک، اوین، درکه، یوسف آباد و فرحزاد به آرد نیاز داشتند به هر کدام دو کیسه بدهد و در زمان درو، از آنها گندم بگیرد. با تدبیر پدرم، مردم همهی این محلات در آن سالها گندم داشتند؛ هر چند افرادی فراموش کردند قرض خود را پس بدهند.
پشتیبانی 24 ساعته
دیدگاهتان را بنویسید